تبليغاتX
دلتنگی های من
دلتنگی های من
سلام دوستان

امروز پائیز رو با تمام وجودم حس کردم

نسیم ملایم و خنکی که صورتمو نوازش می دادو

راه رفتن بر روی برگها و در آوردن صدای خش خش آنها

من عاشق راه رفتن روی برگا و شنیدن صدای خش خششون هستم

شاید اونا دردشون بیاد

شاید تو دلشون نفرینم کنند

اما من نمیتونم از این حسم بگذرم

باید ارضاش کنم

اونجا عابرین دیگه ای هم بودند

 اما فقط من روی برگها راه می رفتم

خدایا هیچ وقت این حسهای زیبا رو از من نگیر

خدا منو خیلی دوست داشته که محل کارم اینجاست

گل -درخت-طبیعت زیبا

یعنی دقیقا همون چیزایی که من می خوام

خدا جون دوستت دارم

باغبونای مهربون و زحمت کش دستتون درد نکنه

دستای زبر و خش دار و خسته تک تکتونو می بوسم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 7:59  توسط مهسا | 
دوستان عزیز سلام

مدتیه که آپ نکردم امروز به پیشنهاد یکی از دوستان می آپم

من سه هفته قبل  رو مرخصی بودم

چقدر قشنگه زندگی رو صرف فرزند و خانواده خود کردن

ای کاش می شد هم بیای سر کار هم بچه رو پیش خودت نگهداری

چه پر واضح و مشخص بود که روحیه ای شادتر از قبل داره

ولی دوباره کار شروع شد و اون بازم باید بره مهد کودک

الهی فداش شم

انقدر دوستش دارم که گاهی فکر می کنم نمیتونم بدون اون حتی لحظه ای زنده باشم

گاهی از فکر نبودن او در خودم فرو می روم و ساعتها گریه می کنم

خدایا هیچ زنی را از نعمت مادر شدن محروم نکن

و هیچ مادری را داغدار فرزند نکن

آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/01ساعت 8:9  توسط مهسا | 
سلام

معلم عزیزم حال شما چطوره

با عرض معذرت من به وبتون دسترسی ندارم

اگه امکان داره آدرس ایمیلتونو برام ارسال کنید

تا بتونم براتون ایمیل بفرستم

متشکر میشم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 14:3  توسط مهسا | 
 

سلام

هفته معلم رو به تمامی معلمین تبریک می گم

و این گل زیبا رو تقدیم می کنم

به معلمی که به من درس زندگی می آموزد

معلمم روزت مبارک

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 9:18  توسط مهسا | 
 

امروز دوباره از همون محوطه گذشتم

یعنی تصمیم دارم

اگه شیطون اجازه بده و تنبلی نیاد سراغم

هر روز همین کارو بکنم

امروز یه اتفاق خیلی خیلی عجیب برام افتاد

همین که وارد محوطه شدم یکدفه ای گفتم:

«خدا جون سلام»

وقتی به خودم اومدم اصلا تعجب کرده بودم

این چه حرفی بود؟

کمی به فکر رفتم

ولی خوب که دقت کردم دیدم من حرف دلمو زدم

من اون جا واقعا خدا رو می بینم

اون جا زیباست

شاید از نظر من این طور باشه

ولی این نظر منه که زندگی رو به چشم من زشت یا زیبا می کنه

پس من به نظر خودم احترام می گذارم

خدا جون منو ببخش اگه قدر دان نعمتهای تو نیستم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/15ساعت 9:26  توسط مهسا | 
 

امروز زودتر اومدم دانشگاه

می خواستم یه کم پیاده روی کنم

از یه قسمتی از حیاط اومدم که مدتی بود اون طرف نرفته بودم

وای خدای من

خیلی زیبا بود

میتونم بگم قطعه ای از بهشت بود

واقعا دست باغبون دانشگاه درد نکنه

دست رئیس دانشگاه هم درد نکنه که هنوز اونجا رو به ساختمون تبدیل نکرده

خدا جون متشکرم

متشکرم که بهم چشم دادی تا این همه زیبایی رو ببینم

متشکرم که بهم گوش دادی تا صدای بلبلان و جویبارها رو بشنوم

ممنونم که بهم حس دادی

متشکرم بهم قوه تخیل دادی

ممنون که بهم درک دادی تا تو رو توی این همه زیبایی ببینم

خدا جون یه آرزو دارم

ازت خواهش می کنم

عاجزانه تمنا می کنم زیبایی های بهشت رو نصیب ما بگردان.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/14ساعت 10:15  توسط مهسا | 
 

سلام

جاتون خالی

امروز ظهر که می رفتیم نماز

تو مسیر توت سیاه خوردیم

هنوز شیرین شیرین نشده ولی خیلی خوب بود

آخه من دوست دارم ملس باشه

جای همتون خالی

ان شاا... هر کی هرچی می خواد خدا بهش بده

متشکرم ای خدای مهربون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/01ساعت 13:47  توسط مهسا | 
+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/29ساعت 9:39  توسط مهسا | 
 

سلام دوستان

بعد از یه غیبت کبری بالاخره اومدم

آی خدا شکرت

ممنونم که بهم چشم دادی تا این همه زیبایی رو ببینم

متشکرم که بهم حس دادی -درک دادی-قوه تعقل دادی تا درک کنم که این همه زیبایی فقط به خاطر وجود توست

متشکرم که قوه بویایی دادی تا این هوای زیبا

این هوای پاک

این همه عطر دل انگیز رو استشمام کنم

متشکرم ای خدای مهربان

از این حس زیبایی که در وجودم نهادی

ممنونتم به خاطر این همه نعمتی که به من دادی

متشکرم به خاطر زیبایی ها

به خاطر طبیعت سرشار از زندگی

کاش میشد تو همین طبیعت به کارم ادامه بدم

اما افسوس که باید توی یه چهاردیواری تا ساعت سه بعد از ظهر محبوس بشم

بازم ممنو نم ای خدا

کمکم کن که همیشه سپاسگزار خوبیها-لطف ها-مهربونیها-نعمتهای تو باشم

خدا جون کمک کن همه روز خوبی داشته باشند منم روز خوبی داشته باشم

خدا جون کمک کن همه سالم باشن نی نی منم سالم باشه

آمین یا رب العالمین

راستی اینم عکس نی نی نازم که یه تار موشو به صد تا دنیا نمی دم

 جيگر من

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/22ساعت 11:56  توسط مهسا | 
به نا خدایی که همین نز دیکیست

آن چه در دل دارم

از غم و شادی

فقط خدا می داند و بس

چهارشنبه ۲۵/۱۰/۸۷ یکی از همکارام بهم می گفت

خوش به حالت که هیچ غم و غصه ای نداری

گفتم : خدا کنه هیچ کس غم و غصه ای نداشته باشه

خنده بر لب می زنم تا کس نداند درد من

ورنه این دنیا که من دیدم خندیدن نداشت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/29ساعت 9:19  توسط مهسا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
××××××××××××××××××××××
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
××××××××××××××××××××××
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
××××××××××××××××××××××

پیوندهای روزانه
سخن عشق
الهه عشق
صدای سکوت
نی نی ناز
شعر و ادب ایرانی
بهترین ترانه بهاری
بی نقاب
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
دی 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM